توحيفي هيچكس قدر تورونمي دونه اگه بري هنداونجا تورو مي پرستن !
يه بار تو جهنم بمب ميگذارند همه شهيد ميشن ميرن تو بهشت.
يك روز يك فيله وگنجيشكه مي خاستن باهم دعواكنند گنجيشكه ادعاش مي شده كه توي اين دعوابرنده مي شه بعدكه دعوا شروع مي شه فيل بايك ضربه ي خرطوم گنجشك رو نقش زمين مي كنه فيله مي گه:ديدي زورمن ازتوبيشتره!گنجيشكه كه همه ي پرهاش ريخته بوده مي گه:اقافيله تازه كجاش روديدي من تازه كتم رودراوردم!!!!!!!!!!
يه رشتيه به دوستش ميگه يه جايي سراغ دارم اگه بريم شام ميدن ترياك ميدن بكشيم مشروب ميدن بخوريم كلي هم حال ميدن حموم مجاني داره و آخر سر هم 5000 تومن پول ميدن دوستش ميگه كجا ؟ رشتيه ميگه من خودم نرفتم زنم رفته !!!!!!!
يك روز يك فيل ميره سينما ميبينه جانيست.
مورچه دلش ميسوزه ميگه بيا بشين روي پاي من!
اگر روزي از كنار گنجشكي رد شدي وديدي نپريد فكر نكن دوستت داره تو رو آدم حساب نكرده
يه روز يه لامپ ميسوزه بهش پماد سوختگي مي زنند.
يه بار سالم وجاسم دارن تو خيابون راه ميرن جاسمه ميافته تو يه چاهي بعد سالم فرياد ميزه سالمي بعد جاسم ميگه نه من جاسمم !!!!!
يه خر با يه گور خر مسابقه دو ميدن گور خر برنده مي شه خر ميگه : قبول نيست تو لباس ورزشي تنت كرده بودي
يه مدت مردم به روحانيت پشت ميكنن، قزوينيا همه ميرن روحاني ميشن
به يكي ميگن سزارين چيه؟
ميگه يعني بچه بشرط چاقو
يه روز يه لره ميره آزمايشگاه آزمايش خون بده .پرستاره هر كاري ميكنه نمي تونه از سره انگشت لره خون بگيره بعد پرستاره شروع ميكنه به مالش سر انگشته لره در همين حين لره ميگه ببخشيد خانم پرستار شما آزمايش ادرار نمي گيريد.
اولي :چه زمونه اي شده اخه كي ميخواد جواب خون شهدا رو بده؟
دومي:خوب معلومه ازمايشگاه..
معلمه به شاگردش ميگه تو امسال چطوري مي خواي قبول شي نه درس مي خوني نه مياي باغ ........؟
به يه نفر ميگن با مشغول جمله بساز ميگه يه بار يه غول ديدم گفتم چطوري مشغول
به يه تركه ميگن چرا پاهات پرانتزيه ميگه حتما مطلب مهمي لاشه
دوتا ني ني پيش هم خوابيده بودن, پسره به دختره ميگه: تو دختلي يا پسل؟ دختره ميگه: نمي دونم, پسره ميگه: بذال من بلم زيل پتو ببينم, ميره و مياد ميگه: تو دختلي, دختره ميگه از كجا فهميدي؟؟؟؟ميگه: آخه جولابات صولتيه.
يك روز يك خروس به يك مرغه ميگه :يه نوك ميدي . مرغه با اشوه ميگه: نه. خروسه ميگه: به جهنم با خودكار مينويسم
به خره ميگن گوشات چقدر درازه ميگه هر خوشكلي يه عيبي داره
يك نفرغير قانوني ازمرزخارج ميشده.ميگيرنيش ازش ميپرسن با چه ارزي داري خارج ميشي.ميگه باارز(عرض)معذرت.
يارو امدماهي را خفه كند سرش را كرد زير اب
يه روز يه عروس ميره گل بچينه , شهرداري مي گيرتش ...!!!
مرده با زنه مي رن حرف بزنن تو يك اتاق مرده دست ميزنه به شانه ي دختره و مي گه ما شا الله واسه ي خودت مردي شدي
زنه گريه مي كنه كه چرا اينجوري بهش گفته
فرداش به مرده مي گن بيا برو از دل اين دختر در بيار حرفتو
مرده مي ره جاي دختره و بهش مي گه اشكال نداره مرد كه گريه نمي كنه
---------------------------------------------------
يه بار 2تا دوست با هم مي رند رستوران اولي واسه اينكه كلاس بزاره لب تابش را باز ميكنه و شروع مي كنه به كاركردن دومي واسه اينكه كم نياره ميره دستشويي ودستمال كاغذي ميزاره تو جيب پيرهنش و برميگرده .... دوستش مي پرسه اين چيه تو جيبت ميگه اي واي دوباره برام فكس رسيد؟؟؟؟؟؟؟
-------------------------------------------------------------------------------
تست كنكور افغانستان:
كفتر از كدام طرف مي ياي؟
1.از بالا
2.ازپايين
3.از وسط
4.از همه طرف
-----------------------------------------------------------------------
يك روز يك ماره چادر سرش مي كنه ميگن چرا چادر سرت مي كني ميگه آخه همه بهم مي گن كبري خانم
----------------------------------------------------------
يه روزيه دانشمنده بالهاي يه مگس رو ميکنه بعد دادمي زنه پخ پخ ميبينه مگسه تکون نمي خوره .بعدمي گه از اين آزمايش نتيجه مي گيريم که وقتي بال مگس را مي کنيم مگس کر مي شود !!!!!!!
-----------------------------------------------------------
ترکه ميره استخر از رو دايپ شيرجه مي زنه ميره ته استخر چشاشو باز ميکنه کا شي هاي کف استخرو مي بينه ميگه:اااا کاشي کار اين جا عجب نفسي داشته!!!
---------------------------------------------------------------------
يه ترکه يه ميخه رو برعکسي گرفته بود وهر چي باچکش ميکوبيد تو ديوار فرو نمي رفت .دوستش مياد ميگه چيکار مي کني؟ميگه هر کاري ميکنم ميخه تو ديوار فرو نمي ره.دوستش ميگه خوب خره آخه اين ميخ مال اون ديواره
------------------------------------------------------------
به تركه ميگن شغلت چيه؟
ميگه يه اطلاعاتي شغلشو لو نمي ده
------------------------------------------------------------------------
قدقد کردن مرغ مشهدي: مو قدقد موکنوم ياره
--------------------------------------------------------------------------------
-
قدقد کردن مرغ کردي: جقولي قدينه قدقدينه
--------------------------------------------------------------------
به يه کاسب مي گن با ارتش کوفه جمله بساز مي گه بيا عطر شکوفه داريم(اتر شکوفه)
ادامه مطلب
آبادانیه میگه : دیشب آبادان زلزله 11 ریشتری اومد. رفیقش میگه: پس آبادان با خاك یكی شد دیگه ؟ آبادانیه میگه : بع ، ولك ، مگه بچه ها گذاشتن!
شرایط مرد و زن هنگام ازدواج: زن باید نجیب باشه، مثل اسب! با وقار باشه، مثل طاووس! زیبا باشه، مثل آهو!! مرد کافیه فقط خر باشه!!!
پیره زنه از مکه میاد توی ساکش مشروب بوده!! میگن: این چیه؟!!! میگه: ننه من که پا نداشتم دور کعبه بچرخم!! یه پیک میزدم: کعبه دور سرم می چرخید!!!
میدونی فایده این شلوار کوتاه که دخترا تنشون میکنن چیه این اقایون یه ذره سر به زیر میشن
امروز روز جهانی هوای پاکه تو رو به خدا کون گشاد یه امروز رو خودت رو کنترل کن!!!!
می دونی شماره یه دختر ایده آل چنده؟ 607090200 می دونی چرا؟ 60: دور کمر، 70 : سایز سوتین ، 90 : دور باسن، 20 :سن، 0: IQ
دخترا می رن پیش خدا شکایت که چرا پسرا از اونا دران ولی ما نداریم؟!! ندا میاد که همه اونا مال شماست فقط حمالیش مال پسرهاست!!
یه خروسه با 6 تا مرغ بودن خروسه هی لاغر می شده یه خروسه دیگه میارن کمکش باز لاغر می شه!! میگن چته؟ میگه: 6 تا جنده کم بود یه ...ونی هم آوریدن؟
اصفهانیه زنشو تو عربستان گم میکنه. بعد از 2 هفته زنش زنگ میزنه میگه: حاج آقا 2 کلمه حرف حساب دارم. نه پولت پولس نه دولت دولس!
دکتر شريعتی می گويد دوست داشتن برتر از عشق است. منظور دکتر از عشق، عشقی است که با يک نگاه و بدون شناخت بوجود آمده باشد.(آنچه که مرسوم بوده) بين پسر و دختر بطور غريزی احساساتی وجود دارد که وقتی شدت می گيرد با عشق اشتباه گرفته می شود ، منظور دکتر اينچنین عشقی است.- شيفتگی و دلباختگی
loo3.com ماهي شده بود باورش, تور اگه بندازن سرش ,ميشه عروس ماهيا,شاه ماهي ميشه همسرش,ماهيه باورش نبود ,تور اگه بندازن سرش ,نگاه گرم ماهيگير ميشه نگاه آخرش
یه چیزی بگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ان ان ان ان ان ان ان ان ان ان ان ان................... اندازه دنیا دوست دارم
شايد يه کسي شبها براي اينکه خوابتو ببينه به خدا التماس ميکنه!! شايد يه کسي به محض ديدن تو دستش يخ ميزنه و تپش قلبش مرتب بيشتر ميشه!! مطمِئن باش يکي شبها بخاطر تو تو دريايي از اشک ميخوابه!! ولي تو اونو نميبيني؟؟ شايدم هيچ وقت نبيني
چقدر عجيبه که تا مريض نشي کسي برات گل نمي ياره... . تا گريه نکني کسي نوازشت نمي کنه... . تا فرياد نکشي کسي به طرفت بر نمي گرده... . تا قصد رفتن نکني کسي به ديدنت نمي ياد... . و تا وقتي نميري کسي تورو نمي بخشه
www.loo3.com آرزوهاتو یه جا یاداشت کن و یکی یکی از خدا بخواه خدا یادش نمیره ولی تو یادت میره که چیزی که امروز داری دیروز آرزوشو کردی
www.loo3.com به روز معلم از شاگردش مي پرسه 4 تا از اعضاي بدنت رو نام ببر شا گرد مي گه: معده . روده. مري . مر يم معلم مي پرسه مريم ديگه كجاست؟ شاگرد مي گه :مريم جگرمه ....!
قانون پايستگي عشق: عشق بوجود مي آيد,ولي هرگز از بين نمي رود,بلکه از صورتي به صورتي ديگر و از اشخاصي به اشخاصي ديگر منتقل و تبديل ميشود
نفرین2007 باباهابه پسرها: بنزینم رو حلالت نمیکنم
نجوم نخوندم،ولي مي دونم تو هفت آسمون يه ستاره ندارم...... فيزيک نخوندم،ولي مي دونم « هر عملي را عکس العملي است ......» غير از عشق من به تو و مي دونم که واحد اندازه گيري عشق , ژول و کالري و وات و ... نيست .... زيست شناسي نخوندم،ولي مي دونم قلب همون دله که مي تونه براي يه نفر تنگ بشه يا تندتر بزنه ..... شيمي نخوندم،ولي مي دونم اگه عشق نباشه مولکول هاي هيدروژن و اکسيژن نمي تونن ... اينقدر محکم همديگه رو فشار بدن که اشک جفتشون در بياد
می خواستم تا صبح برات مثل شمع بسوزم ولی نامرد ادیسون برق رو اهتراع کرد
اگر د یدی تو را کردم فراموش / بدان رفتم حمام ماندم زیر دوش
اسمون رو ستاره زيبا ميكنه و باغ رو گلها زيبا ميكنه عشق رو محبت زيبا ميكنه و تو رو جراحي دماغت!!!!
شايد آن روز که سهراب نوشت : تا شقايق هست زندگي بايد کرد )) خبري از دل پر درد گل ياس نداشت بايد اينجور نوشت هر گلي هم باشي چه شقايق چه گل پيچک و ياس زندگي اجبارست
دو چيز را فراموش نكن: ياد خدا و ياد مرگ.دو چيز را فراموش كن : بدي ديگران در حق تو و خوبي تودر حق ديگران چهار چيز را نگه دار : گرسنگيت را سر سفره ديگران، زبانت را در جمع ، دلت را سردر نماز .چشمت در خانه ي دوست
زندگي مثل بستني مي ماند، اگر نخوري اب مي شود . پس بخور و از شيريني ان لذت ببر
وبلاگ پی سی عکس (p30aks) یک ساله شد
(این روز رو به تمام علاقه مندان این وبلاگ تبریک میگم)

سالروز پیروزی حزب الله لبنان بر رژیم جعلی
وغاصب اسرائیل مبارک باد

دلایل دوست داشتن یک زن
گرمای محبت او را احساس می کنی زمانی که دوست توست
هیجان و عشق او را احساس می کنی زمانی که عاشق توست
از خود گذشتگی او را احساس می کنی زمانی که همسر توست
پرستش وایثار او را احساس می کنی زمانی که مادر توست
دعای خیر او را احساس می کنی زمانی که مادر بزرگ توست
وباز هنوز او استقامت دارد
قلب او بسیارظریف و شکننده است
بسیار شوخ وشیطان
بسیار فریبا
بسیار بخشنده
بسیار خوش آهنگ
او یک زن است
او یک زندگی است
به او احترام بگذار و به او عشق بورز
افسوس
وقتي سركلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختري بود كه كنار دستم نشسته بود و اون منو "داداشي" صدا مي كرد.
به موهاي مواج و زيباي اون خيره شده بودم و آرزو مي كردم كه عشقش متعلق به من باشه. اما اون توجهي به اين مساله نمی كرد.
آخر كلاس پيش من اومد و جزوه جلسه پيش رو خواست. من جزومو بهش دادم.بهم گفت" : متشكرم" و گونه من رو بوسيد.
می خوام بهش بگم، می خوام كه بدونه ، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم. من عاشقشم. اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نمی دونم.
تلفن زنگ زد. خودش بود. گريه مي كرد. دوست پسرش قلبش رو شكسته بود. از من خواست كه برم پيشش. نمی خواست تنها باشه. من هم اينكار رو كردم. وقتي كنارش رو كاناپه نشسته بودم. تمام فكرم متوجه اون چشمهاي معصومش بود. آرزو می كردم كه عشقش متعلق به من باشه. بعد از 2 ساعت ديدن فيلم و خوردن 3 بسته چيپس،خواست بره كه بخوابه، به من نگاه كرد و گفت : "متشكرم " و گونه من رو بوسيد.
می خوام بهش بگم، می خوام كه بدونه، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم. من عاشقشم. اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نمی دونم .
روز قبل از جشن دانشگاه پيش من اومد. گفت: "قرارم بهم خورده، اون نمی خواد بامن بياد".
من با كسي قرار نداشتم. ترم گذشته ما به هم قول داده بوديم كه اگه زماني هيچ كدوممون براي مراسمي همراه نداشتيم با هم ديگه باشيم، درست مثل يه "خواهر وبرادر". ما هم با هم به جشن رفتيم. جشن به پايان رسيد. من پشت سر اون، كنار در خروجي، ايستاده بودم، تمام هوش و حواسم به اون لبخند زيبا و اون چشمان همچون كريستالش بود. آرزو مي كردم كه عشقش متعلق به من باشه، اما اون مثل من فكر نمي كرد و من اين رو می دونستم، به من گفت: "متشكرم، شب خيلي خوبي داشتيم" ، و گونه منو بوسيد.
ميخوام بهش بگم، ميخوام كه بدونه، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم. من عاشقشم. اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نميدونم.
يه روز گذشت، سپس يك هفته، يك سال ... قبل از اينكه بتونم حرف دلم رو بزنم روز فارغ التحصيلي فرا رسيد، من به اون نگاه مي كردم كه درست مثل فرشته ها روي صحنه رفته بود تا مدركش رو بگيره. می خواستم كه عشقش متعلق به من باشه. اما اون به من توجهي نمي كرد، و من اينو می دونستم، قبل از اينكه كسي خونه بره به سمت من اومد، با همون لباس و كلاه فارغ التحصيلي، با گريه منو در آغوش گرفت و سرش رو روي شونه من گذاشت و آروم گفت تو بهترين داداشي دنيا هستي، متشكرم و گونه منو بوسيد.
می خوام بهش بگم ، می خوام كه بدونه، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم. من عاشقشم. اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نميدونم.
نشستم روي صندلي، صندلي ساقدوش، توي كليسا، اون دختره حالا داره ازدواج ميكنه، من ديدم كه "بله" رو گفت و وارد زندگي جديدي شد. با مرد ديگه اي ازدواج كرد. من می خواستم كه عشقش متعلق به من باشه. اما اون اينطوري فكر نمي كرد و من اينو ميدونستم، اما قبل از اينكه از كليسا بره رو به من كرد و گفت : تو اومدي؟ "متشكرم" ميخوام بهش بگم، ميخوام كه بدونه، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم. من عاشقشم. اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نميدونم.
سالهاي خيلي زيادي گذشت. به تابوتي نگاه ميكنم که دختري كه من رو داداشي خودشمی دونست توي اون خوابيده، فقط دوستان دوران تحصيلش دور تابوت هستند، يه نفرداره دفتر خاطراتش رو می خونه، دختري كه در دوران تحصيل اون رو نوشته.
اين چيزي هست كه اون نوشته بود:
"تمام توجهم به اون بود. آرزو می كردم كه عشقش براي من باشه. اما اون توجهي به اين موضوع نداشت و من اينو می دونستم. من می خواستم بهش بگم، می خواستم كه بدونه كه نمي خوام فقط براي من يه داداشي باشه. من عاشقش هستم. اما .... من خجالتي ام ... نمی دونم ... هميشه آرزو داشتم كه به من بگه دوستم داره."
اي كاش اين كار رو كرده بودم ... با خودم فكر مي كردم و گريه! . .



